محمد مهريار

103

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

واژه‌شناسى : با دقت در اين كلمه ديده مىشود كه واژه مركب از سه جزء است « اسپ + ين + آ » . جزء اول همان واژهء اسب است كه در بسيارى از اسامى امكنهء كهن مثل اصفهان ، اسفراين ، اسفه ، اسفرجان و غيره و غيره ديده مىشود . جزء دوم همان پسوند « ين » است كه علامت وصف است و در فارسى حاضر نيز وجود دارد مثل شهين ، زرين ، پشين ، پشمين و غيره و غيره و اما جزء سوم نشان همان فتحهء آخر زبان بنياد است كه باقى مانده و به اصطلاح حاضر دستورى الف اطلاق يا تفخيم است و معنى واژه روى هم رفته مىشود راجع به اسب ( اسبين ) به معنى آنجا كه مثلا اسب تربيت مىكنند و امثال اينها . « 1 » نكته‌اى كه بايد در نظر گرفت اين است كه شيوهء كهن نامگذارى و تسميهء محل به نامى با فخامت حتى در اين ديه كوچك نيز رعايت شده است . همهء اسامى كه در اينجا براى مثال آورديم به موقع خود در اين فرهنگ خواهد آمد . استارج Est rej استارج ديهى است در دهستان بنادكوك شهرستان يزد . به نسبت ساير ديه‌هاى اين دهستان چندان كوچك نيست . چون‌كه اكثر ديه‌هاى بنادكوك يزد به حكم آنكه قنات آب و كم‌آب است كوچك است و ديه پرجمعيت جز يكى دو سه تا مثل كهدوئيه ، شواز و بنادكوك ديزه و برخى ديگر در آن دهستان كم است . استارج ما نيز همچنان است و در سال 1345 فقط 25 نفر جمعيت داشته است . خودش كوچك ، ولى نامش بزرگ است . دربارهء ويژگيهاى آن و همچنين ناحيتى كه در آن واقع است نگاه كنيد به نامواژهء بنادكوك و بنادكوك ديزه در همين فرهنگ و دربارهء سابقهء تاريخى و تمدن آن رجوع كنيد به نامواژهء يزد كه هر آنچه گفتنى است ذيل آن عنوان به تفصيل توضيح داده شده است و اينجا مىپردازيم به نام درخشان ديه : واژه‌شناسى : استارج نيازى به تجزيه و تقطيع ندارد چون خود اين واژه صورت ديگر از « استاره » يا « ستاره » است و قرار گرفتن نام ستاره بر محلى ، حاكى از علاقهء كهن ايرانيان به آسمان و ستاره بوده است . حرف آخر « ه » در واژهء « ستاره » برحسب معمول لغت به « جيم »

--> ( 1 ) - ن . ك . به : اسفه و اسفهران در همين كتاب .